سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
629
تاريخ ايران ( فارسى )
يعنى همان دشمنى كه تصميم گرفته بود دسته گلى را كه در قسطنطنيه به آب داده بود اينجا هم نظير آن را تكرار نموده و دولت ايران را به حقه با متحدين همراه ساخته وارد در جنگ نمايد . استنادى كه ميكردند اين بود كه لشگر روس به تهران هجوم آورده و اعليحضرت را دستگير خواهند نمود . سفراى دشمن با نيروهاى عجيب مختلف خود پايتخت را ترك گفته و پيشواى دموكراتها و افسران آنها بعلاوه بعضى از اعضاى كابينه كه حقوق بگير آنها بودند بايشان ملحق شدند ، در حالى كه انتظار داشتند كه شاه هم پشت سر آنها حركت خواهد نمود . در 15 نوامبر يك آزمايش زورآزمائى بين دو نيروى متخاصم به عمل آمد . شاه مضطرب با حال رقتآورى از هرطرف چاره مىجست . يك مرتبه هم ظاهرا تصميم گرفت كه پايتخت را ترك گفته به شاه عبد العظيم كه وزراى مختار متحدين در آنجا بانتظار او جمع بودند حركت كند ، ولى وزيرمختار انگليس و روس صريحا به او اظهار داشتند كه اگر شاه بيطرفى خود را بشكند و به نمايندگان متحدين بهپيوندد هرآينه تختوتاج او در معرض خطر خواهد افتاد . در همين حال فرمانفرما يك شاهزادهء قاجار در صحنه ظاهر شده و خود را به شاه رسانيده اظهار داشت كه كارى نكند كه سلسلهء قاجاريه منقرض گردد . دلائلى كه او خاطرنشان نمود بقدرى عاقلانه و منطقى بود كه شاه را اقناع كرده و بالاخره حاضر شد كه در پايتخت باقى ماند . معهذا وقتى كه شب شد او بغتتا هراسان شده ميل كرد سوار بر اسب شده خود را به آلمانها برساند ، ولى فرمانفرما كه مواظب او بود او را از اين حركت خارج از عقل بازداشت . كمى كه از اين قضيه گذشت او كابينهء جديدى تشكيل داد و تا چندين ماه ممكن بود گفت كه سياست ايران نسبت به متحدين يك سياست بيطرفانهء نافعى بود . در آن موقع شايعات زيادى دربارهء يك اتحاد و اتفاق در جريان بود . عمليات موفقانهء روس در همدان ، قم و كاشان وزراى مختار دشمن بالاخره مأيوس شده به طرف قم روانه شدند و آنجا را مركز قرار داده تاختوتازهاى چند بيفائدهاى بردند تا آنكه در ماه دسامبر دو ستون از نيروهاى روس به آنها حمله برده و